چند قدم زیر بارون...

روزهای انتظار چه عاشقانه مرا می شکند و تو چه سرد از من عبور میکنی...!

 

شبى غمگین و سرد، مرا در غربت فردا رها کرد

تمام هستى ام بود و ندانست

که در قلبم چه آشوبى به پا کرد

و او هرگز شکستم را نفهمید

اگرچه تا ته دنیا صدا کرد

 

[ شنبه ۱۳٩۱/٢/۱٦ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ] [ Hanieh ] [ نظرات () ]