چند قدم زیر بارون...

روزهای انتظار چه عاشقانه مرا می شکند و تو چه سرد از من عبور میکنی...!

باور خیالی

وقتی تواوج دوست داشتن باشی وباتمام وجودت کسی رودوست داشته باشی

  

ودرست توهمون لحظه ببینی همه چیزخواب وخیال بوده،

 

تولحظه ای که همه ی آدماروتوشادی خودت سهیم می کنی

 

ببینی که خودت غمگین ترین آدم هستی

 

،وقتی که فکرمی کنی  پات رو،جای محکمی گذاشتی

 

اماوقتی که خوب نگاه میکنی می بینی که زیرپات خالی هست

 

،وقتی که باورنکنی که همه چیزدروغ بوده وتوی نهایت ناباوری به باورنابودی

   

همه اون عشق وعلاقه برسی جوری بی صدامی شکنی که هیچ کس حتی خودت 

 

هم صداش رونمی شنوی.

 


[ یکشنبه ۱۳٩۱/٢/۱٧ ] [ ٤:٠٥ ‎ب.ظ ] [ Hanieh ] [ نظرات () ]