چند قدم زیر بارون...

روزهای انتظار چه عاشقانه مرا می شکند و تو چه سرد از من عبور میکنی...!

احساس مادرانه

امروز روز قشنگی بودچون تونستم یبار دیگه دست های مادرم رو

بگیرم وببوسمش..این درسته که هر روز روز مادره ولی خیلی از

ماها اونقدر درگیر کارای شخصیمون هستیم که فراموش میکنیم

کسی که ی عمر مارو بزرگ کرده حالا توقع داره برای ی زمان

کوتاهی بشینیم و باهم حرف بزنیم.شاید خیلی حرف واسه

گفتن داشته باشه ولی نخواد مزاحم ما بشه..پس بیایم از امروز

یکم حواسمونوبه اطراف جمع کنیم.شاید باید خیلی از رفتارامون

رو عوض کنیملبخند

 


[ شنبه ۱۳٩۱/٢/٢۳ ] [ ٩:٠٠ ‎ب.ظ ] [ Hanieh ] [ نظرات () ]