چرا گریه کنم!!

 

چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گونه هایم را به حساب روزگار ریخت.


چرا گریه کنم وقتی او بغض عروسکی دارد و همیشه این منم که باید قطره قطره بمیرم.


چرا گریه کنم وقتی بر بلندی این ساده زیستن زیر پا له شده ام.


چرا گریه کنم وقتی باد بوی گریه دارد و برگ بوی مرگ.


چرا گریه کنم وقتی عاشق شدن را بلد نیستم تا به حرمت اندک سهمم از تو اشک بریزم.


چرا گریه کنم وقتی تبسم نگاهت زیبا تر است………


/ 1 نظر / 14 بازدید
سایه

ايستادن اجبار كوه بود رفتن سرنوشت آب افتادن تقدير برگ و صبر پاداش آدمي...... پس بي هيچ چشم داشتي حراج محبت كنيم كه همگي خاطره ايم.