عشق مادر

شب که می رسد به خودم وعده می دهم که فردا صبح قبل از بیرون رفتن  حتما
به تو خواهم گفت...

صبح که فرا می رسد، غرور و خجالت احمقانه ام نمی گذارند به ناچار رسیدن شب
را بهانه میکنم و باز شب می رسد و صبحی دیگر و من هیچ وقت نمی توانم
حقیقت را به تو بگویم ...

بگذار میان شب و روز باقی بماند که چه قدر دوست دارم مادر ......
 
 
 
/ 0 نظر / 7 بازدید