بارون دلتنگی هایم...

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند


مثل آسمانی که امشب می بارد....


و اینک باران


بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند


و چشمانم را نوازش می دهد


تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

/ 2 نظر / 7 بازدید
بهار

مطالب وبلاگت واقعا عالیه خیلی بهم ریخته بودم اما وبلاگت خیلی ارومم کرد کاش میتونستم واسه همه پستتات نظر بذارم