چمدانت را نبردی!!

 

یکـ نفر مرا در ایـستـگاه شـبـ

جا گذاشتـہ اسـتـ

درستـ مثلـ ِ چمدانــے کـہ

تــُ جـا گذاشتـے اش پیـشـ ِ منـ

براے من نـَہ

براے چمدانـتـ برگـرد

 

 

 

/ 2 نظر / 14 بازدید
محمد علی

با سلام و عرض ادب.....[لبخند][گل] گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از زیبایی هاست !!! عینک را برداشتم ... وحشت کردم از هیاهوی آدم های رنگی که چهره ی کریه شان را آراسته بودند تا دروغ بگویند و لذت ببرند.......... عینکم را بدهید می خواهم به دنیای یکرنگم پناه ببرم !!!!!!!!! http://daryayedastan.persianblog.ir/داستان های کوتاه(عشق) http://asemondelamgerefte.persianblog.ir/دلم گرفته آسمان

جواد

آرزوهایم هوایی میشوند …! به باد میروند …! دود میشنود …! حس میکنم معتاد حسرت هایم شده ام…!