زندگی کن

  اگر روزی … محبت کردی بی منت ! لذت بردی بی گناه ! بخشیدی بدون شرط…   بدان آن روز واقعاً زندگی کرده ای


/ 6 نظر / 12 بازدید
جواد

زمستان است و من شنیده ام روزها کوتاه تر میشوند ولى . . . نمیدانم چرا دارند این روزها هى بلندتر میشوند، بى تو !

جواد

بین من و تو مرگ نمی تواند جدایی بیندازد… فاصله که دگر هیچ…

ñïkµ

خدایا! نه انقدر پاکم که مرا کمک کنی ... و نه انقدر بدم که رهایم کنی ... میان این دو گم شده ام و هم خود و هم تو را آزار می دهم . هرچه تلاش کردم نتوانستم آنی شوم که تو می خواهی و هرگز دوست ندارم آنی شوم که تو رهایم کنی ... که آنقدر تنها هستم که بی تو یعنی هیچ ... یعنی پوچ.[گل] اره واقعا.راستی باتبادل لینک موافقی عزیزم؟[سوال][چشمک][ماچ]

مهران

ممنون ازجملات اموزنده ت